العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
262
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
رفتم و ديدم سه كبوتر سرخ بر بسترش هستند و فضله انداختند گفتم : قربانت اينها بستر را آلوده كردند ، فرمود : نه ، خوبست كه در خانه باشند . 27 - در كافى است : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه در خانه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم يك جفت كبوتر سرخ بود . 28 - و از همان است : بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه امير المؤمنين عليه السّلام چاهى كند و در آن پرتاب كردند ( يعنى پريان ) و به او گزارش شد و آمد تا بر سرش ايستاد و فرمود : البته دست بكشيد و گر نه كبوتر در آن جا دهم و سپس امام ششم فرمود : آواز كبوتر پريان را براند . 29 - در كافى است : بسندى كه نام كبوتر نزد امام ششم عليه السّلام بردند فرمود : به من رسيده كه عمر ديد كبوترى ميپرد و مردى زير آن ميدود ، عمر گفت : شيطانى ميدود و زيرش شيطانى ميدود ، امام ششم فرمود : اسماعيل نزد شما چه مقامى دارد ، گفتند : صدّيق است فرمود : باز مانده كبوتران حرم از كبوتران اسماعيلند . 30 - و از همان 6 : 550 فروع - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه هر كس پرندهاى در خانه گيرد بايد ورشان باشد كه بيشتر ذكر خدا عز و جل كند و بيشتر تسبيح گويد و پرندهاى است كه ما خانواده را دوست دارد . 31 - و از همان 551 : بسندى از عثمان اصفهانى كه اسماعيل پسر امام ششم عليه السّلام از من هديهاى خواست از پرنده و من ورشانى برايش بردم و امام عليه السّلام آمد و آن را ديد و فرمود : ورشان گويد مبارك باشيد ، مبارك او را نگهداريد 32 - و از همان است : بسندى از ابى بصير كه امام ششم عليه السّلام پسرش اسماعيل را از داشتن فاخته نهى كرد ، و فرمود : اگر ناچارى يك ورشان نگهدار كه بسيار ذكر خدا عز و جل كند . بيان : گويا صلاح اسماعيل نميدانستند كه كبوتر داشته باشد چنانچه خبر بدان اشاره دارد .